غلامعلى صفايى
286
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
9 - آيهء شريفه 7 سورهء البينة : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ . 10 - آيهء شريفه 3 سورهء العصر : وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . و إذا قيل : گاهى از « من » استفهاميه اراده انكار و نفى مىشود به عنوان مثال اگر گفته شود : « من يفعل هذا إلّا زيد » در اينجا « من » متضمن معناى نفى است و قرينه آن ادات استثناى بعد از آن و بدليت مستثنى از اسم قبل از « إلّا » مىباشد زيرا بدليت مستثنى از مستثنى منه فقط در جمله منفى جايز است پس معناى مثال اين گونه مىشود : « انجام نمىدهد كسى اين را مگر زيد » . و مانند آيهء شريفه : وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ ( آل عمران / 135 ) . « نيست كسى كه ببخشايد گناهان را مگر خداوند » . ابن مالك مىگويد كه « من » استفهاميه در جائى متضمن معناى نفى است كه قبل از « من » واو آمده باشد . لكن اين نظريه به دليل اين آيهء شريفه صحيح نيست : مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ( البقرة / 255 ) شاهد در تضمن « من » استفهاميه معناى نفى است بدون اينكه قبل از آن واو ذكر شده باشد . و إذا قيل : اگر در عبارتى گفته شود : « من ذا لقيت » در تركيب آن سه قول است : 1 - « من » استفهاميه و محلا مرفوع بنا بر ابتدائيت و « ذا » موصوله در محل رفع خبر و « لقيت » جمله صله مىباشد و عايد صله محذوف است كه در اصل « لقيته » بوده است . 2 - « من » در محل نصب بنا بر مفعول مقدم براى « لقيت » و « ذا » اسم زائده بين مفعول و عاملش ، البته اين تركيب بر طبق مبناى كوفيون است كه قائل به زيادت اسم هستند به خلاف نظر بصريون كه فقط زائده بودن را در حرف صحيح مىدانند . 3 - « من ذا » يك كلمه مركب بوده كه در محل نصب بنا بر مفعول بودن براى « لقيت » كه مشتمل بر فعل و فاعل است مثل « ماذا صنعت » ، لكن ابو البقاء در چند